کارهای منتخب · ۰۱ / خانهٔ سخنگو
خانهای که با نور کار میکند.
نه ابر. نه اشتراک. فقط آپارتمان من، که یاد گرفته از خودش مراقبت کند: ۱٬۱۹۱ چیز که حس میکنند و عمل میکنند، و ۸۹ قانون کوچک که خودشان اجرا میکنند.
بکشدستگیره را. نور گرم و سرد میشود. فقط شماتیک.
بهطور خلاصه
نمیخواستم خانهای داشته باشم که برای روشن کردن یک لامپ به سروری در کشوری دیگر زنگ بزند. پس خانهای ساختم که روی یک جعبهٔ کوچک در راهرو کار میکند، و ریتمهای خودمان را به آن یاد دادم.
هفت سامانهٔ آرام. نسخهٔ بلندش پایینتر است.
رنگی که با خورشید حرکت میکند
سرد و روشن در ظهر، بهرنگ شمع در نیمهشب. خودش بهتنهایی.
۰۱ · ۳ منطقه · بازتطبیق ۹۰ ثانیهایمیداند چه کسی خانه است
بعد از تاریکی به من خوشامد میگوید و همینکه همه رفتند خودش را ایمن میکند.
۰۲ · ۲ نفر · ۱ ماشین · آگاه از محل کارگرما، درست سر وقت
پیش از رسیدنم پیشگرم میکند، در سرمای ناگهانی رادیاتورها را تقویت میکند، و همینکه رفتم به 15° میرسد.
۰۳ · ۹ ترموستات · آگاه از بیرونسینما، سپس سکوت
TV اتاق را کمنور میکند. نیم ساعت پس از نیمهشب هم همهچیز خاموش میشود.
۰۴ · حالت فیلم · خواب عمیقدیوارها پرچمها را برمیافرازند
اتاق نشیمن پرچمهای واقعیِ پیست را هماهنگ با پخش تلویزیونی برمیافرازد.
۰۵ · F1 زنده · نمایشِ مهمانیقیمت را زیر نظر میگیرد
قیمت لحظهای دانمارک را ساعتبهساعت دنبال میکند و در اوج اتاقهای روشن را کمنور میکند.
۰۶ · DKK/kWh · CO₂ · زندهنگهبانان خاموش
درِ بازِ یخچال، خرابیِ فریزر، لامپی که شب خودش را روشن میکند.
۰۷ · بیصدا کار میکند · هنگام دردسر حرف میزندنسخهٔ بلند · اینکه واقعاً چه کارهایی میتواند بکند
هفت سامانه، که آرام در پسزمینه کار میکنند.
این زیرساخت است: از آنهایی که فقط هفتهای که خراب میشود متوجهش میشوی. اینجا هر بخش را با اعداد واقعی سامانهٔ در حال کار میآورم.
۰۱ · نور تطبیقی
نوری که خورشید را دنبال میکند.
یک لامپ نباید سر صبحانه و نیمهشب یکسان باشد. سه منطقهٔ Adaptive Lighting رنگ و روشنایی هر لامپ را هر 90 ثانیه بازمحاسبه میکنند و خورشید را از ظهرِ سرد و روشن تا 2500K گرمِ شب دنبال میکنند.
- مناطقاتاق نشیمن · ورودی · دفتر کار
- روشنایی کف30% · 42% · 37%
- آستانهٔ ورودیفقط زیر 300 lux، خاموش پس از حدود ۸ دقیقه بیحرکتی
الگوی پشت آن
حسگرها میگویند روشن شود یا نه. نور میگوید چطور.
هر قانون حرکتی یک شکل مشترک دارد: هرگز روشنایی را تعیین نمیکند. گروه نور را با یک فرمان ساده روشن میکند و موتور تطبیقی سطح را پر میکند. همین نظم است که نورها را هرگز رباتیک نمیکند.
یک لامپ راهرو ساعت ۲ بامداد و همان لامپ در ظهر عیناً یک قانون را اجرا میکنند، و هیچ شباهتی به هم ندارند.
شکل ۰۲در هر اتاق به کار میرود. موتور نور، نه حسگر، مالک روشنایی است.
۰۲ · حضور
خانه میداند چه کسی خانه است و بر اساس آن عمل میکند.
دو گوشی و ماشین یک مدل حضور را تغذیه میکنند. خانه، بیرون و سر کار را از هم تشخیص میدهد، پس گرم کردن آپارتمان همان لحظه که کارم تمام میشود شروع میشود، نه وقتی پشت در میلرزم.
شکل ۰۳یک روز کاری از حضور. ماشین یعنی من. «سر کار» حالت جداگانهٔ خودش است، پس پیشگرمایش در مسیر بازگشت شروع میشود.
خوشامد به خانه
اگر بعد از تاریکی برسی، ورودی با گرمای 3000K به ۱۰۰٪ میرسد و اتاق نشیمن روی ۶۰٪ مینشیند. پنج دقیقه بعد ورودی خودش را محو میکند.
حالت بیرون
پنج دقیقه بعد از رفتنِ هر دویمان، هر چراغ خاموش میشود. در فصل گرمایش ترموستاتها به 15°C میافتند، و گوشیام شمارشِ چراغهای خاموششده را میگیرد.
حضور، نه فقط گوشیها
حرکت در هر جایی خانه را «اشغالشده» علامت میزند. سی دقیقه سکون کامل، آن را «خالی» میکند. نظرِ دومی برای حسگرهای در.
۰۳ · گرما
گرمایی که روز را میخواند، نه ساعت را.
۹ ترموستات، یک غریزه: وقتی اینجاییم گرم، وقتی نیستیم ارزان. مسیر رفتوآمد، پیشبینی هوا و پنجرهها را زیر نظر دارد، نه یک برنامهٔ ثابت را.
یک فصل گرمایش کامل میتواند بگذرد بدون اینکه دستم به هیچ دکمهای بخورد. قانونها را روشن/خاموش کن ←
۰۴ · پس از تاریکی
وقتی خورشید رفته، خانه شخصیتش را عوض میکند.
چند قانون فقط شبها بیدار میشوند. کوچکاند، اما همانهاییاند که این مکان را حواسجمع نشان میدهند.
حالت سینما
روشن شدن TV تنها نشانه است. اتاق نشیمن تا 15% در 2500K فرو میرود، پیشخوانها تاریک میشوند، و اتاق سینما میشود.
پنج «میکس» صدای تکلمسی، بلندگوها را برای فیلم، شام یا اتاق پر متعادل میکنند. بکششان.
خواب عمیق
توری نجات برای خانوادهای فراموشکار: هر نوری که نیم ساعت پس از نیمهشب روشن مانده باشد، در پنج ثانیه محو و خاموش میشود.
ساعت ۲۳:۰۰ یک جمعبندی هم پیامک میکند: یخچال، فریزر، برق، CO₂ و شارژ ماشین.
۰۵ · روز مسابقه، تردستیِ مهمانی
دیوارها پرچمها را برمیافرازند.
تنها قانونی که فقط چون دلم میخواست ساختمش. ده دقیقه پیش از خاموشی چراغها در یک Grand Prix، آپارتمان به حالت مسابقه میلغزد: نورافکنهای اتاق نشیمن پرچمهای واقعی مسیر را بازتاب میدهند. سبز برای آزاد، زرد برای احتیاط، قرمز برای توقف، دو رنگمایه برای ماشین ایمنی. یکیشدنِ چشمکِ پرچم با لحظهٔ تصادف روی صفحه، همگامسازی با تأخیر پخش تلویزیون میخواست، نه فیدِ زمانسنجی زنده.
سبز · پیست آزاد
یک پرچم را بزننورافکنها رنگ پرچمهای واقعی را دنبال میکنند. پیش از حادثه از اتاق عکس میگیرد و با سبز بازش میگرداند.
۰۶ · انرژی
خانهای که قیمت را زیر نظر دارد.
قیمت برق دانمارک ساعتبهساعت نوسان میکند. خانه قیمت لحظهای را بر حسب DKK/kWh دنبال میکند: از 2 kr عبور کند و گوشیام میلرزد تا ماشین ظرفشویی را عقب بیندازم؛ به اوج روزانه برسد و اتاقهای روشن به ۴۰٪ میافتند.
نکتهای که بهطرز عجیبی به آن افتخار میکنم: کمنورکنندهٔ اوج فقط به نورهایی دست میزند که از قبل روشناند. نسخهای قدیمیتر یک بار در تلاش برای «کمنور کردن» آپارتمان، وسطِ روشناییِ روز همهجا را روشن کرد.
۰۷ · نگهبانان
قانونهایی که فقط وقتی چیزی خراب است حرف میزنند.
بیجلوهترین اتوماسیونها همانهاییاند که بیش از همه دلم برایشان تنگ میشود. هفتهها ساکتاند، بعد یک فریزر پر از غذا را نجات میدهند. یک چراغ وضعیت را بزن
هشدار در باز مانده
بیش از دو دقیقه باز بماند و یک اعلان ظاهر میشود: همان نشت آرام انرژی که همه فراموشش میکنند.
پایش خرابی
نیم ساعت بالای −15°C دیگر پای درِ نیمهباز نیست. هشدارِ آن است که کمپرسور شاید دارد میمیرد.
لامپِ شبح
یک لامپ در خلوتِ بامداد خودش را روشن میکند. یک قانون زمینهٔ هر روشن شدن را میخواند؛ اگر نه کسی و نه اتوماسیونی آن را نخواسته باشد، بیدرنگ خاموش میشود.
باتریها و ساعت
باتریِ روبهاتمامِ حسگرها پیش از تمام شدن اعلام میشود. انحراف ساعت هاب از زمان شبکه هم خبر میدهد، و دوباره وقتی درست شد.
روی دیوار
همهچیز، روی یک پنل شیشهای.
دو داشبورد سفارشی همهچیز را هدایت میکنند. یکی برای نور و صحنه. دیگری بر اساس آنچه واقعاً بررسی میکنیم: انرژی، رسانه، سلامت، امنیت.
داشبوردهای شماتیک. تابلوی نورها با لمس زنده است. عکسهای واقعی صفحه مستقیم در همین قابها مینشینند.
و جواب هم میدهد
خانهای که نامش خانهٔ سخنگو است باید بتواند صدایت را بشنود.
و میشنود، مثل بقیهٔ ماجرا کاملاً روی سختافزار خودش. کلمهٔ بیدارباش را بگو و تمام گفتوگو درون آپارتمان میماند.
کلمهٔ بیدارباش محلی، گفتار به متن محلی، متن به گفتار محلی. ابر هرگز کلمهای نمیشنود.
در قالب اعداد
کل ماجرا، شمردهشده.
شمارشهای زنده از نمونهٔ در حال کار Home Assistant · شش اتاق · ۲۲ قانونی که «فعال» نیستند بازگردانیهای برچسبخوردهاند، عمداً نگهداشتهشده.
چطور ساخته شده
ساختهشده مثل چیزی که باید همیشه کار کند.
خانهای که نیمهشب بدرفتاری کند، از نداشتنِ اتوماسیون هم بدتر است. پس همهچیز محلی است و هر تغییری برگشتپذیر است.
هرگز یک قانونِ در حال کار را همانجا ویرایش نمیکنم. آن را بهعنوان بازگردانی برچسبخورده غیرفعال میکنم و یک کپی تازه در کنارش میسازم.
محلیمحور
درون آپارتمان حس کن، تصمیم بگیر و عمل کن. وقتی اینترنت کار نمیکند، همچنان کار میکند.
برگشتپذیر
قوانین قدیمی غیرفعال میشوند، هرگز حذف نمیشوند: یک پشتیبان برچسبخورده برای هر تغییر.
آگاه از زمینه
قوانین میخوانند چه کسی یا چه چیزی یک رویداد را برانگیخت، پس روشنشدنِ شبحوار را میگیرد و روشنشدنِ واقعی را محترم میشمارد.
لایهلایه
حسگرها میگویند روشن شود یا نه؛ موتور نور میگوید چطور. قوانین کوچک روی هم جمع میشوند و خانهای میسازند که انگار فکر میکند.