کارهای منتخب — ۰۳ / در، پاسخ‌داده

در، پاسخ‌داده.

آیفونِ آنالوگِ قدیمی که ESP32 و Home Assistant چند ترفند تازه یادش داده‌اند — نه اپ، نه اشتراک، نه دوربینی در ابر.

۲ از ۳ فاز ساخته شده ٪۱۰۰ محلی
در و زنگ
ESP32
Home Assistant
 
باز نگه‌دار
پستچی
گوشی

زنگ را بزن، بعد «باز کن» و «باز نگه‌دار در» را امتحان کن — این یک مدلِ نمایشیِ سیستم واقعی است، نه یک اتصالِ زنده به آپارتمانم.

خلاصه

نه اپ، نه دوربین، هیچ راهی برای دانستنِ وجودش مگر جلوی آن بایستی — آیفونِ ساختمانم یک پنل کملیت است، آنالوگ، سیم‌کشی‌شده برای یک کار: باز کردنِ در با زنگ زدن. نمی‌خواستم عوضش کنم. می‌خواستم چند حسِ تازه بهش بدهم.

یک رله روی دکمهٔ باز کردنِ در پل می‌زند؛ یک اپتوکوپلر گوش به زنگ می‌سپارد؛ Home Assistant وسط ماجراست و تصمیم می‌گیرد هرکدام چه معنایی بدهد. دو فاز زنده‌اند، سومی هنوز فقط یک طرح است — نسخهٔ کامل پایین‌تر است.

انجام‌شده

فاز ۱ — باز کردنِ در

رله‌ای روی دکمهٔ خودِ در نصب شده. زدنِ «باز کن» از هر جا، از نظر الکتریکی درست همان است که کسی آنجا بایستد و دکمه را بزند.

انجام‌شده

فاز ۲ — دانستنِ اینکه کسی آنجاست

اپتوکوپلری روی خط زنگ، با فیلترِ نرم‌افزاری. واداشتنش به واکنش‌نشان‌دادن به زنگِ واقعی — نه فقط تستِ رومیزی — یک سر زدن به دیتاشیت لازم داشت.

برنامه‌ریزی‌شده

فاز ۳ — شنیدنِ یکدیگر

صدای دوطرفه از همان پنل. فعلاً فقط یک ایده — چیزی در ادامه به سخت‌افزار واقعی وصل نیست.

فاز ۱

رله‌ای به‌جای یک نوکِ انگشت.

بازکنندهٔ در یک تماسِ خشک است: دو ترمینال را لحظه‌ای اتصالی بده، قفل باز می‌شود. یک رله روی همان ترمینال‌ها پل می‌زند، با فرمانی از Home Assistant. هیچ‌چیز در خودِ آیفون تغییر نمی‌کند — فرقی بین تاچِ گوشی و نوکِ انگشت نمی‌فهمد.

  • ترمینال‌های پل‌خوردهA (قفل) · C (مشترک)
  • GPIO رلهGPIO26, فعال-بالا
  • طول پالس700ms

مهم‌ترین قانون: هرگز نگذار پایهٔ ESP32 مستقیم به سیم‌کشیِ خودِ آیفون دست بزند. رله تنها چیزی است که از آن مرز عبور می‌کند.

شکل ۱یک لمس، کلیکِ یک رله می‌شود؛ کلیکِ رله، نوکِ انگشتی روی دکمهٔ واقعی.

فاز ۲

زنگی که تشخیص داده نمی‌شد.

یک اپتوکوپلرِ PC817 را به خط زنگ وصل کن، در فرم‌ور فیلترش کن، تمام — جز اینکه یک فشارِ واقعیِ زنگ، هیچ تشخیصی نداد، درحالی‌که باتریِ تستِ رومیزی فوراً جواب داده بود. دیتاشیت دلیلش را گفت: خط زنگ یک ضربانِ AC حمل می‌کند، نه DC پایدار، و LED یک اپتوکوپلرِ تکی فقط در نیم‌سیکلِ مثبت هدایت می‌کند. یک یکسوکنندهٔ کوچک آن ضربان را چنان پایدار کرد که قابلِ تشخیص شود — از آن پس روی هر زنگِ واقعی جواب داده.

  • ترمینال‌های استفاده‌شدهD (زنگ) · C (مشترک)
  • GPIO سنسورGPIO27, فیلتر 50ms
  • راه‌حلیکسوکننده + خازنِ صاف‌کننده

شکل ۲AC وارد می‌شود، یک دیود سرِ راه، DC ضربان‌دارِ پایدار بیرون می‌آید — کلِ راه‌حل در یک شکل.

برنامه‌ریزی‌شده — هنوز ساخته نشده

فاز ۳

آخرین تکه: یک گفت‌وگوی واقعی.

باز کردنِ در و دانستنِ اینکه کسی آنجاست، هردو جلوِ سؤالِ بدیهی متوقف می‌شوند: کیست؟ پنل از قبل یک خطِ میکروفون و بلندگو تا گوشیِ بالا دارد — نقشه این است که همان مسیرِ صوتی را از ESP32 بگیریم و از Home Assistant پخشش کنیم، تا زنگ زدن یک گفت‌وگوی واقعی شود، نه فقط یک اعلان.

شکل ۳فقط ایده — هنوز هیچ سخت‌افزارِ صوتی وصل نشده.


نه ابر، نه اشتراک، نه هیچ حسی از اینکه مدرن شده. فقط پنلی آنالوگ و چند ده‌ساله که بالاخره جواب می‌دهد — و روزی واقعاً حرف هم می‌زند. فاز سوم همان روزی کارتِ خودش را می‌گیرد که دیگر یک طرح نباشد.